چه کسی بر اینترنت حکومت میکند؟ نبرد جهانی بر سر صندلیهای قدرت
چه کسی بر اینترنت حکومت میکند؟ نبرد جهانی بر سر صندلیهای قدرت (حکمرانی رسانه – قسمت ۲۶)
مقدمه: پایان عصر تکصدایی دولتها
در قرن بیستم، پاسخ به سوال «چه کسی حکومت میکند؟» ساده بود: «دولتها». دولتها مرزها را تعیین میکردند، پول چاپ میکردند، ارتش داشتند و قوانین را مینوشتند.
اما با ظهور اینترنت، این نظم چند هزار ساله به چالش کشیده شد. فضای مجازی، قلمرویی بود که دولتها نه آن را ساخته بودند و نه کاملاً بر آن تسلط داشتند. این فضا توسط مهندسان و شرکتهای خصوصی خلق شده بود و کاربران آن، شهروندان جهانی بودند.
در قسمت بیست و ششم، میخواهیم به یکی از پیچیدهترین مفاهیم حقوق بینالملل و سیاستگذاری رسانه بپردازیم: «مدل چند ذینفعی» (Multistakeholderism). مدلی که ادعا میکند قدرت اداره جهان باید تقسیم شود، اما در عمل به ابزاری برای تثبیت قدرت شرکتهای غربی تبدیل شده است.
مدل چند ذینفعی چیست؟ میزِ سه پایه
در حکمرانی فضای مجازی، بر خلاف فضای فیزیکی، دولت تنها بازیگر میدان نیست. قدرت بین سه گروه اصلی تقسیم شده است:
-
دولتها (Governments):
- وظیفه: تأمین امنیت ملی، تدوین قوانین کیفری و حفاظت از شهروندان.
- قدرت: پلیس، دادگاه و قانونگذاری.
-
بخش خصوصی (Private Sector):
- وظیفه: ایجاد زیرساخت فنی، توسعه پلتفرمها و نوآوری.
- قدرت: مالکیت سرورها، کابلها، الگوریتمها و سرمایه. (غولهایی مثل گوگل، سیسکو، متا).
-
جامعه مدنی و فنی (Civil/Technical Society):
- وظیفه: تدوین استانداردهای فنی، نظارت بر حقوق بشر و آزادی بیان.
- قدرت: مشروعیت اخلاقی و دانش تخصصی (نهادهایی مثل IETF یا فعالان حقوق دیجیتال).
ظاهراً این مدل دموکراتیک به نظر میرسد؛ همه دور یک میز نشستهاند. اما مشکل کجاست؟
عدم توازن قوا: وقتی شرکتها جای دولتها مینشینند
در مدل حکمرانی اینترنت که توسط آمریکا ترویج میشود (مدل آیکان – ICANN)، وزن «بخش خصوصی» بسیار سنگینتر از دولتهاست.
استدلال آمریکا این است: «دولتها کُند و بوروکراتیک هستند و اینترنت را خراب میکنند. اجازه دهید شرکتهای خصوصی (که اتفاقاً اکثراً آمریکایی هستند!) اینترنت را اداره کنند تا نوآوری زنده بماند.»
این رویکرد باعث شده که امروز، قوانینِ داخلیِ فیسبوک (Community Standards) عملاً قدرتمندتر از قانون اساسیِ بسیاری از کشورها باشد. یک شرکت خصوصی میتواند تصمیم بگیرد صدای رئیسجمهور یک کشور را قطع کند یا تصویر قهرمان ملی یک ملت (مثل شهید سلیمانی) را سانسور کند، و دولتها هیچ ابزار فوری برای مقابله نداشته باشند.
در واقع، مدل چند ذینفعیِ غربی، اسم رمزِ «تضعیف حاکمیت ملی» به نفع «کمپانیهای فراملیتی» است.
نبرد دو دیدگاه: ITU در برابر ICANN
در سطح جهانی، دو اردوگاه بزرگ شکل گرفته است:
- اردوگاه غرب (به رهبری آمریکا): طرفدار مدل چند ذینفعی و حفظ قدرت در دست نهادهایی مثل ICANN (که ساختار فنی اینترنت را کنترل میکند و نفوذ آمریکا در آن زیاد است).
- اردوگاه شرق و جنوب جهانی (چین، روسیه، ایران): طرفدار مدل «چندجانبهگرایی» (Multilateralism). آنها معتقدند اینترنت باید زیر نظر سازمان ملل و نهاد ITU (اتحادیه بینالمللی مخابرات) اداره شود؛ جایی که «دولتها» حق رأی دارند، نه شرکتها.
نتیجهگیری: صندلی خالی ما
برای کشوری مثل ایران، پذیرش بیچونو چرای مدل غربی یعنی پذیرش استعمار دیجیتال. ما باید در حکمرانی داخلی، سهم دولت، بخش خصوصیِ بومی و نخبگان را متعادل کنیم. اما در عرصه جهانی، باید به دنبال تغییر ساختار باشیم.
حکمرانی رسانه یعنی تلاش برای پس گرفتنِ «حق حاکمیت» از شرکتهایی که هیچکس آنها را انتخاب نکرده است، اما بر زندگی همه حکومت میکنند.