چرا ایران به «قانون بومی» در فضای مجازی نیاز دارد؟
پایان فصل اول؛ چرا ایران به «قانون بومی» در فضای مجازی نیاز دارد؟ (جمعبندی ماه اول حکمرانی – قسمت ۲۹)
مقدمه: عبور از آنارشی به نظم
به پایان اولین ماه از دوره جامع «رسانه تراز» رسیدیم. در بخش حکمرانی رسانه، ما سفری را از «توهمِ اینترنتِ بیپدر و مادر» به سمت «واقعیتِ اینترنتِ تحتِ حاکمیت» آغاز کردیم.
ما دیدیم که فضای مجازی، آن مدینه فاضلهای که لیبرالها در دهه ۹۰ وعده میدادند (جایی که هیچ دولتی وجود ندارد و همه آزادند) نیست. بلکه فضایی است که اگر شما قانون نگذارید، دیگران (گوگل، متا، آژانس امنیت ملی آمریکا) برایتان قانون میگذارند.
در قسمت بیست و نهم، میخواهیم عصارهی مباحث ماه اول را در قالب یک «مانیفست حکمرانی» جمعبندی کنیم. چرا ما به عنوان یک کشور، به «قانون بومی» نیاز داریم؟ و اگر این قانون را نداشته باشیم، چه چیزی را از دست میدهیم؟
اصل اول: دکترینِ حفاظت از مرزهای دیجیتال
در قرن بیستم، امنیت ملی با «مرزهای خاکی» تعریف میشد. اگر تانکی از مرز رد میشد، یعنی تجاوز.
در قرن بیست و یکم، امنیت ملی با «مرزهای دیجیتال» تعریف میشود.
اگر دادههای ژنتیکی، بانکی و رفتاری ۸۵ میلیون ایرانی، بدون هیچ نظارتی به سرورهای خارجی منتقل شود، ما عملاً «اشغال» شدهایم، حتی اگر سربازی در خیابانهایمان نباشد.
نتیجهگیری ماه اول این است که: «حاکمیت سایبری» یک انتخاب لوکس نیست؛ شرطِ بقای دولت-ملتهاست. کشورهایی که نتوانند مرز دیجیتال خود را تعریف کنند، در دهه آینده به «مستعمرات دیجیتال» تبدیل خواهند شد.
اصل دوم: پایانِ مفتسواری پلتفرمها
ما در بررسی مدلهای جهانی (اروپا و چین) دیدیم که دوران «مفتسواری» غولهای تکنولوژی تمام شده است.
- اروپا با GDPR یقه آنها را گرفت و گفت: «باید به حقوق کاربر احترام بگذارید و جریمه بدهید.»
- چین با فایروال و ویچت گفت: «باید سرورهایتان را به داخل بیاورید یا بروید.»
- استرالیا و کانادا گفتند: «باید بابت محتوای خبری، به رسانههای ما پول بدهید.»
ایران نیز نمیتواند بازاری رها شده برای پلتفرمهای خارجی باشد که نه مالیات میدهند، نه به قوانین فرهنگی ما احترام میگذارند و نه پاسخگوی شکایات قضایی شهروندان ما هستند. قانون بومی یعنی پایان دادن به این «کاپیتولاسیون مجازی».
اصل سوم: شبکه ملی اطلاعات؛ زیرساختِ زیستن
ما درباره ضرورت حیاتی «شبکه ملی اطلاعات» صحبت کردیم و فهمیدیم که این مفهوم به معنای «قطع اینترنت» نیست؛ بلکه به معنای «تابآوری» است.
تصور کنید در یک بحران جهانی یا تحریم شدید، اینترنت بینالملل قطع شود.
- آیا بانکها باید تعطیل شوند؟
- آیا دانشگاهها باید بسته شوند؟
- آیا پمپبنزینها باید از کار بیفتند؟
قانون بومی حکم میکند که ما باید «خانه امنی» داشته باشیم که کلیدش دست خودمان باشد، نه دستِ وزارت خزانهداری آمریکا. استقلال دیجیتال، ضامن استقلال سیاسی است.
نتیجهگیری: از انفعال تا ابتکار
پیام نهایی ماه اول در حوزه حکمرانی این است: ما باید از فاز «انفعال» (فقط فیلتر کردن وقتی خطر آمد) به فاز «ابتکار» (قانونگذاری پیشدستانه و سرویسدهی بومی) حرکت کنیم.
قانون بد، بهتر از بیقانونی است؛ اما قانونِ هوشمند و بومی، تنها راه نجات است.
در ماه آینده (ماه دوم)، از لایه «زیرساخت و قانون» عبور میکنیم و به لایه «پلتفرم و الگوریتم» میرسیم. میخواهیم ببینیم این قوانین چگونه توسط الگوریتمهای هوش مصنوعی دور زده میشوند یا اجرا میشوند.