چگونه گوگل و متا، بر جهان حکومت میکنند؟ (حکمرانی رسانه – قسمت ۸)
مدل سیلیکونولی؛ چگونه گوگل و متا بدون داشتن ارتش، بر جهان حکومت میکنند؟ (حکمرانی رسانه – قسمت ۸)

مقدمه: ظهور امپراتوریهای بدون مرز
آیا میدانید ارزش بازار شرکت «اپل» به تنهایی از تولید ناخالص داخلی (GDP) بیش از ۹۰ درصد کشورهای جهان (از جمله بسیاری از کشورهای پیشرفته) بیشتر است؟ یا اینکه تعداد کاربران فعال فیسبوک (متا) از جمعیت چین و هند بیشتر است؟
ما در عصری زندگی میکنیم که ساختار قدرت جهانی تغییر کرده است. اگر در قرن بیستم، قدرت در دست دولتها و ارتشها بود، در قرن بیست و یکم، قدرت به دست پلتفرمهای دیجیتال و غولهای تکنولوژی افتاده است.
در قسمت هشتم از دوره «رسانه تراز»، میخواهیم به بررسی «مدل حکمرانی آمریکایی» یا همان «مدل سیلیکونولی» بپردازیم. مدلی که در آن، شرکتها نقش دولتها را بازی میکنند و قوانین زندگی دیجیتالِ میلیاردها انسان را مینویسند.
تکنوپولی (Technopoly): وقتی تکنولوژی خدا میشود
نیل پستمن، جامعهشناس مشهور، واژه «تکنوپولی» را برای توصیف جامعهای به کار میبرد که در آن تکنولوژی از نقش «ابزار» خارج شده و به نقش «حاکم» درآمده است.
در مدل حکمرانی ایالات متحده، ظاهراً دولت دخالت مستقیمی در اینترنت ندارد و شعار «بازار آزاد» و «اینترنت باز» داده میشود. اما واقعیت پشت پرده چیست؟
واقعیت این است که قدرت اصلی در دست کارتلهای بزرگ فناوری (Big Tech) متمرکز شده است: گوگل، آمازون، متا (فیسبوک)، اپل و مایکروسافت (GAMAM). این شرکتها دیگر فقط سرویسدهنده نیستند؛ آنها «دروازهبانان» (Gatekeepers) جهان جدیدند.

قدرت دروازهبانی:
اگر گوگل تصمیم بگیرد سایت دانشگاه شما را در نتایج جستجو نشان ندهد، شما عملاً از نقشه جهان حذف میشوید. اگر اپل تصمیم بگیرد اپلیکیشنهای ایرانی را از اپاستور حذف کند (که کرد)، میلیونها کسبوکارهای ایرانی فلج میشوند. این قدرتی است که هیچ امپراتوری در تاریخ نداشته است.
اتحاد شوم: درهای پشتی (Backdoors) و امنیت ملی آمریکا
شاید بپرسید: «اگر این شرکتها خصوصی هستند، چرا در راستای منافع دولت آمریکا عمل میکنند؟»
پاسخ در اسناد فاش شده توسط ادوارد اسنودن (پیمانکار سابق NSA) نهفته است. پروژههایی مانند PRISM نشان داد که غولهای سیلیکونولی، «درهای پشتی» (Backdoors) سرورهای خود را برای آژانس امنیت ملی آمریکا (NSA) باز گذاشتهاند.

در مدل حکمرانی آمریکایی، یک معامله نانوشته وجود دارد:
- دولت آمریکا به این شرکتها اجازه میدهد در سراسر جهان رشد کنند و انحصار ایجاد کنند.
- در عوض، این شرکتها دادههای جهانی را در اختیار نهادهای اطلاعاتی آمریکا قرار میدهند و سیاستهای تحریمی آمریکا را (مثل حذف اکانتهای ایرانی یا روسی) اجرا میکنند.
بنابراین، وقتی ما کاربرِ بیچونوعچرایِ این پلتفرمها هستیم، در واقع شهروندِ درجه دومِ «ایالات متحده دیجیتال» شدهایم، بدون اینکه حق رأی داشته باشیم.

استعمار فرانو: صادرات داده، واردات نفوذ
رابطه کشورهای در حال توسعه (مثل ایران) با سیلیکونولی، دقیقاً شبیه رابطه مستعمرات با امپراتوریها در قرن ۱۹ است.
- در قرن ۱۹: مواد خام (نفت، طلا) را میبردند و کالای ساخته شده میفروختند.
- در قرن ۲۱: مواد خامِ جدید (دادههای رفتاری نخبگان و مردم) را رایگان میبرند، آنها را با هوش مصنوعی پردازش میکنند و محصول نهایی (سبک زندگی، نفوذ سیاسی و تغییر ذائقه) را به خودمان برمیگردانند.

نتیجهگیری: بیداری از خواب غفلت
شناخت مدل سیلیکونولی برای مدیران و دانشگاهیان ما حیاتی است. ما باید بدانیم که این پلتفرمها «بیطرف» نیستند. الگوریتمهای آنها طوری طراحی شده که منافع سیاسی و اقتصادی صاحبانشان را تأمین کند.
راه مقابله با این امپراتوری، «فیلترینگ کور» نیست؛ بلکه «قوی شدن» است. ایجاد پلتفرمهای بومی که بتوانند نیاز مردم را رفع کنند و دادهها را در داخل کشور نگه دارند، تنها راه حفظ استقلال در برابر این استعمار نوین است.
