حکمرانی رسانه با دیوار چین

دیوار چین؛ ابزار سانسور یا سپرِ دفاعی در برابر استعمار دیجیتال؟ (حکمرانی رسانه – قسمت ۱۴)

دیوار بزرگ چین؛ ابزار سانسور یا سپرِ دفاعی در برابر استعمار دیجیتال؟ (حکمرانی رسانه – قسمت ۱۴)

 

مقدمه: فراتر از کلیشه‌ی «فیلترینگ»

وقتی صحبت از «اینترنت چین» می‌شود، اولین تصویری که در ذهن اکثر مخاطبان نقش می‌بندد، تصویر یک جامعه بسته، تحت نظارت شدید و سانسور شده است. اصطلاح «دیوار آتش بزرگ» (The Great Firewall) در ادبیات رسانه‌ای غرب، همواره به عنوان نماد سرکوب آزادی بیان معرفی شده است.

اما اگر عینک تعصبات سیاسی را برداریم و از منظر «اقتصاد سیاسی» و «استراتژی توسعه» به ماجرا نگاه کنیم، واقعیت پیچیده‌تری نمایان می‌شود. آیا چین صرفاً می‌خواست جلوی ورود اطلاعات را بگیرد، یا هدف بزرگتری داشت؟

در قسمت چهاردهم دوره «رسانه تراز»، می‌خواهیم مدل حکمرانی چین را کالبدشکافی کنیم. مدلی که نشان داد «استقلال دیجیتال» در برابر هژمونی آمریکا، نه تنها ممکن است، بلکه می‌تواند به خلق ابرقدرت‌های اقتصادی منجر شود.

استراتژی «حفاظت در برابر جایگزینی»

در اوایل قرن ۲۱، وقتی گوگل، فیسبوک و آمازون در حال بلعیدن بازارهای جهانی بودند، چین تصمیم گرفت درهای خود را ببندد. اما این بستن، یک تفاوت بنیادین با فیلترینگ در بسیاری از کشورهای دیگر داشت.

چین نگفت: «این سرویس‌ها بد هستند، پس آن‌ها را می‌بندیم و مردم استفاده نکنند.»

چین گفت: «این سرویس‌ها بازار ما را تسخیر می‌کنند، پس آن‌ها را می‌بندیم تا نمونه‌های داخلی خودمان رشد کنند.»

این استراتژی، دقیقاً مشابه سیاست‌های «حمایت‌گرایی اقتصادی» (Protectionism) در قرن ۱۹ است. نتیجه این شد:

  • گوگل بسته شد -> بایدو (Baidu) متولد شد و رشد کرد.
  • آمازون محدود شد -> علی‌بابا (Alibaba) تبدیل به غول تجارت الکترونیک شد.
  • توییتر و واتس‌اپ بسته شدند -> وی‌چت (WeChat) و سینا ویبو خلق شدند.

اگر چین گوگل را باز می‌گذاشت، هرگز موتور جستجوی بومی‌اش شانسی برای رقابت و بلوغ نداشت. دیوار آتش چین، در واقع یک «اینکوباتور» (دستگاه جوجه‌کشی) عظیم برای رشد استارت‌آپ‌های بومی بود.

وی‌چت (WeChat)؛ فراتر از یک پیام‌رسان

شاهکار حکمرانی چینی را می‌توان در اپلیکیشن WeChat دید. غربی‌ها فکر می‌کنند وی‌چت فقط یک کپی از واتس‌اپ است، اما این یک توهین به تکنولوژی چین است!

وی‌چت یک «سوپراپلیکیشن» (Super App) است. یک شهروند چینی با وی‌چت:

  1. چت می‌کند.
  2. تاکسی می‌گیرد.
  3. پول غذا را پرداخت می‌کند (جایگزین کارت بانکی).
  4. نوبت دکتر می‌گیرد.
  5. حتی گاهی به جای کارت شناسایی استفاده می‌کند.

چین با ایجاد چنین اکوسیستمی، عملاً یک «اینترنتِ موازی» ساخت. این کار باعث شد داده‌های رفتاری، مالی و سلامتی ۱.۴ میلیارد شهروند چینی، در داخل سرورهای چین بماند و خوراک هوش مصنوعی‌های چینی شود، نه آمریکایی.

امنیت ملی و داده: نفتِ قرن ۲۱

چرا مدل چین برای آمریکا ترسناک است؟ چون چین فهمید که در قرن ۲۱، «داده» (Data) ارزشمندترین منبع ملی است.

اگر داده‌های مردم چین در دست شرکت‌های سیلیکون‌ولی بود، آمریکا می‌توانست:

  • رفتار مصرفی چینی‌ها را پیش‌بینی کند.
  • با دستکاری الگوریتم‌ها، در چین ناآرامی ایجاد کند.
  • اقتصاد دیجیتال چین را تحریم و فلج کند.

مدل حکمرانی چین (Cyber Sovereignty) ثابت کرد که «حاکمیت بر داده»، پیش‌شرط «امنیت ملی» است.

درس‌هایی برای ما: اکوسیستم‌سازی یا انسداد؟

نکته طلایی برای سیاست‌گذاران ایرانی اینجاست: مدل چین فقط «فیلتر کردن» نیست؛ مدل چین «اکوسیستم‌سازی» است.

بستن پلتفرم خارجی بدون ارائه جایگزینِ قوی، امن و باکیفیتِ داخلی، تنها باعث ایجاد نارضایتی، گسترش فیلترشکن‌ها و ناامنی سایبری می‌شود. چین موفق شد چون به موازات دیوارکشی، شهرِ زیبایی در داخل دیوار ساخت.

حکمرانی رسانه یعنی: «اگر راهی را می‌بندی، باید اتوبانی را باز کنی.»

ارسال نظر