داده، نفت جدید است؛ اما پولش به جیب چه کسی میرود؟ (حکمرانی رسانه – قسمت ۳۲)
داده، نفت جدید است؛ اما پولش به جیب چه کسی میرود؟ (حکمرانی رسانه – قسمت ۳۲)
مقدمه: تغییر ماهیت سرمایه
در سال ۲۰۰۶، کلایو هامبی (ریاضیدان بریتانیایی) جملهای گفت که مسیر اقتصاد جهان را تغییر داد: «داده، نفتِ جدید است.» (Data is the new oil).
در قرن بیستم، کشورها بر سر چاههای نفت میجنگیدند، کودتا میکردند و مرزها را تغییر میدادند. چرا؟ چون نفت، موتور محرکِ صنعت بود.
در قرن بیست و یکم، موتور محرک اقتصاد و قدرت، «هوش مصنوعی» (AI) است. و سوختِ این موتور، چیزی نیست جز «داده» (Big Data).
در قسمت سی و دوم، میخواهیم از منظر «اقتصاد سیاسی رسانه» به موضوع نگاه کنیم. چرا پلتفرمها رایگان هستند؟ چرا دادههای شما ارزشمند است؟ و چرا کشورها به دنبال «ملیسازی دادهها» هستند؟
چرا داده ارزشمند است؟ (پالایشگاههای دیجیتال)
نفتِ خام به خودیِ خود، سیاه و بدبو است و کاربرد زیادی ندارد. ارزش آن زمانی ایجاد میشود که در «پالایشگاه» تبدیل به بنزین، پلاستیک و دارو شود.
دادههای خام ما (لایکها، جستجوها، لوکیشنها) هم به تنهایی ارزشی ندارند. اما وقتی این دادهها توسط شرکتهای غولپیکر (گوگل، متا، آمازون) جمعآوری و در «پالایشگاههای الگوریتمی» پردازش میشوند، تبدیل به محصولی جادویی میشوند: «پیشبینی رفتار انسان.»
این شرکتها میتوانند با دقت بالا پیشبینی کنند:
- شما ماه آینده چه چیزی میخرید؟ (فروش تبلیغات).
- شما در انتخابات به چه کسی متمایل هستید؟ (فروش نفوذ سیاسی).
- شما چه زمانی افسرده میشوید؟ (فروش دارو یا محتوای خاص).
این «قدرت پیشبینی»، همان طلای قرن ۲۱ است که شرکتها بابتش میلیاردها دلار سود میکنند.
سرمایهداری نظارتی (Surveillance Capitalism)
خانم شوشانا زوبوف، استاد دانشگاه هاروارد، در کتاب معروفش هشدار میدهد که ما وارد عصر «سرمایهداری نظارتی» شدهایم.
در این سیستم اقتصادی جدید:
- تجربه انسانی (زندگی خصوصی، احساسات، بدن) به عنوان ماده اولیه رایگان استخراج میشود.
- این مواد به محصولات پیشگویانه تبدیل میشوند.
- این محصولات در بازارهای معاملات آتیِ رفتاری فروخته میشوند.
در این مدل، شما «مشتری» نیستید؛ شما «معدن» هستید. گوگل و فیسبوک، معدنچیانی هستند که هر روز بدون پرداخت هیچ پولی، از ذهن و زندگی شما داده استخراج میکنند.
خامفروشی دیجیتال: دردِ کشورهای در حال توسعه
بزرگترین مشکل کشورهایی مثل ایران، تکرارِ اشتباهِ نفتی در حوزه دیجیتال است: «خامفروشی.»
ما نفت را خام میفروختیم و بنزین را گران میخریدیم.
امروز، دادههای نخبگان و مردم ما به صورت خام و رایگان توسط پلتفرمهای خارجی (مثل اینستاگرام) مکیده میشود. آنها این دادهها را میبرند، هوش مصنوعی خود را با آن آموزش میدهند و قویتر میکنند، و سپس محصول نهایی (سرویسهای هوشمند و نفوذ فرهنگی) را به خودِ ما برمیگردانند.
این یعنی وابستگی مضاعف. ما داریم با دست خودمان، هوش مصنوعیِ دشمن را باهوشتر میکنیم.
راهکار حکمرانی: ملیسازی دادهها
حکمرانی رسانه در اینجا یک مأموریت حیاتی دارد: «توقف خامفروشی داده.»
این کار از طریق سه استراتژی انجام میشود:
- قوانین محلیسازی داده (Data Localization): الزام شرکتها به ذخیره دادههای کاربران ایرانی در سرورهای داخلی.
- تقویت پلتفرمهای بومی: ایجاد سرویسهایی که دادهها را در چرخه اقتصاد دیجیتال داخلی نگه دارند (مثل تاکسیهای اینترنتی یا مسیریابهای بومی).
- ارزشگذاری داده: آگاه کردن مردم که دادههایشان «دارایی» است و نباید آن را ارزان بفروشند.
امنیت ملی در آینده، نه با تعداد موشکها، بلکه با میزان «دادههای پردازششده» سنجیده میشود.