حاکمیت سایبری؛ آیا اینترنت واقعاً بدون مرز است؟ (قسمت ۵)
حاکمیت سایبری؛ آیا اینترنت واقعاً بدون مرز است؟ (بررسی مدلهای جهانی حکمرانی – قسمت ۵)
مقدمه: پایان رویای «دهکده جهانی»
در دهه ۹۰ میلادی، با ظهور اینترنت، نظریهپردازان لیبرال با خوشحالی از «پایان تاریخ» و «مرگ مرزها» سخن میگفتند. آنها اینترنت را فضایی رها، بدون مالک و متعلق به تمام بشریت میدانستند که هیچ دولتی نمیتواند و نباید در آن دخالت کند. رویای «دهکده جهانی» مارشال مکلوهان، ظاهراً محقق شده بود.
اما با گذشت سه دهه، آن رویای شیرین جای خود را به واقعیتهای خشن ژئوپلیتیک داده است. امروز، نخبگان سیاسی و امنیتی جهان نه از «اینترنت جهانی»، بلکه از «اسپلینتر-نت» (Splinternet) یا اینترنتِ تکهتکه شده صحبت میکنند.
در قسمت پنجم، میخواهیم یکی از مهمترین و مناقشهبرانگیزترین مفاهیم عصر حاضر را بررسی کنیم: «حاکمیت سایبری» (Cyber Sovereignty).
جغرافیای فیزیکی اینترنت: افسانهی ابرها
وقتی میگوییم اطلاعات در «کلاد» (Cloud/ابر) ذخیره میشود، ناخودآگاه تصور میکنیم اطلاعات در آسمان و جایی نامرئی است. اما اینترنت به شدت «زمینی» و «فیزیکی» است.
اینترنت یعنی:
- هزاران کیلومتر کابل ضخیم فیبر نوری که از کف اقیانوسها رد شدهاند.
- دیتاسنترهای غولپیکری که به اندازه یک شهرک صنعتی برق مصرف میکنند.
- ماهوارههایی که در مدار زمین میچرخند.
تمام این تجهیزات، در «خاک» یا «قلمرو» کشورهای مشخصی قرار دارند. کشوری که کابل از خاکش رد میشود، یا دیتاسنتر در خاکش است، میتواند «حاکم» آن بخش از اینترنت باشد. بنابراین، اینترنت ذاتاً پدیدهای تحت حاکمیت است.

مدلهای حکمرانی در جهان: همه به دنبال «مرز» هستند
برخلاف تبلیغاتی که میگوید «فقط ایران و چین به دنبال کنترل اینترنت هستند»، واقعیت این است که تمام قدرتهای بزرگ جهان به سمت «ملیسازی اینترنت» حرکت کردهاند. بیایید سه مدل اصلی را بررسی کنیم:
۱. مدل ایالات متحده (حاکمیت شرکتی-امنیتی):
آمریکا مالک اصلی اینترنت است. شرکتهای مادر (گوگل، آمازون، متا، اپل) همگی آمریکایی هستند و سرورهای ریشهای اینترنت (Root Servers) تحت کنترل این کشور است. آمریکا ادعای «اینترنت آزاد» دارد، اما در عمل:
- از طریق آژانس امنیت ملی (NSA) و پروژه پریسم، به تمام دادههای کاربران جهانی دسترسی دارد.
- هر زمان اراده کند، دامنه سایتهای کشورهای مخالف (مثل پرستیوی ایران) را مصادره میکند.
- تحریمهای تکنولوژیک را اعمال میکند.
۲. مدل اتحادیه اروپا (حاکمیت تنظیمی/حقوقی):
اروپا زیرساختهای آمریکا را ندارد، اما «قانون» دارد. آنها متوجه شدند که مستعمره دیجیتال آمریکا شدهاند. لذا قانون سختگیرانه GDPR (مقررات عمومی حفاظت از دادهها) را تصویب کردند. این قانون میگوید: «دادههای شهروندان اروپایی، ناموسِ اروپاست و نباید بدون اجازه از اروپا خارج شود.» آنها گوگل و متا را میلیاردها یورو جریمه میکنند تا حاکمیت خود را دیکته کنند.

۳. مدل شرق (حاکمیت زیرساختی/بومی):
کشورهایی مثل چین و روسیه، راه سوم را رفتند. آنها اینترنت را جزوی از «خاک ملی» تعریف کردند.
- چین: با ایجاد «دیوار آتش بزرگ» (Great Firewall) و راهاندازی پلتفرمهای بومی قدرتمند (ویچت، تیکتاک، علیبابا)، عملاً یک «اینترنتِ چینی» ساخت که هم امنیت دارد و هم اقتصاد دیجیتال فوقالعادهای خلق کرده است.
- روسیه: قانون «اینترنت مستقل» (Runet) را تصویب کرد تا اگر روزی غرب اینترنت روسیه را قطع کرد، شبکه داخلی آنها به کار خود ادامه دهد.

چرا ایران به حاکمیت سایبری نیاز دارد؟
برای کشوری مثل ایران که تحت شدیدترین تحریمها و جنگهای ترکیبی است، «ولنگاری سایبری» به معنای خودکشی است. حاکمیت سایبری و «شبکه ملی اطلاعات» به معنای قطع ارتباط با جهان نیست؛ بلکه به معنای «داشتنِ کلیدِ خانه» است.
اگر ما حاکمیت سایبری نداشته باشیم:
- اقتصاد: دادههای ارزشمند (Big Data) که نفت قرن ۲۱ هستند، رایگان توسط پلتفرمهای خارجی استخراج میشوند.
- امنیت: زیرساختهای حیاتی (بانک، سوخت، دانشگاه) در برابر حملات سایبری بیپناه میمانند.
- فرهنگ: الگوریتمهای اینستاگرام و یوتیوب، ذائقه نسل جدید را بدون هیچ مانعی مهندسی میکنند.

نتیجهگیری
اینترنتِ بدون مرز، یک دروغِ استعماری است. کشوری که مرزهای دیجیتال خود را ترسیم نکند، شهروندانش را در برابر طوفانهای جهانی بیپناه رها کرده است. حکمرانی رسانه، تلاش برای تبدیل شدن از یک «کاربرِ منفعل» به یک «معمارِ فعال» در فضای سایبر است.
