توهم دانایی

توهم دانایی؛ چرا نخبگان گاهی زودتر از عوام فریب می‌خورند؟ (جنگ شناختی – قسمت ۲۲)

توهم دانایی؛ چرا نخبگان گاهی زودتر از عوام فریب می‌خورند؟ (جنگ شناختی – قسمت ۲۲)

 

مقدمه: پارادوکسِ هوش و فریب

یک تصور رایج و البته غلط در جامعه وجود دارد: «هرچه فرد سواد، مدرک تحصیلی و هوش بالاتری داشته باشد، در برابر شایعات و فریب‌های رسانه‌ای مصون‌تر است.»

بر اساس این باور، قربانیان اصلی جنگ شناختی باید افراد کم‌سواد جامعه باشند. اما تاریخ و تحقیقات علوم شناختی چیز دیگری می‌گویند. بسیار دیده‌ایم که اساتید دانشگاه، پزشکان متخصص یا مهندسان زبده، خبری دروغین را باور کرده و با حرارت از آن دفاع می‌کنند که کذب بودن آن برای یک فرد عادی آشکار است.

چرا این اتفاق می‌افتد؟ در قسمت بیست و دوم، به بررسی یکی از پیچیده‌ترین پدیده‌های روانشناسی شناختی می‌پردازیم: «توهم دانایی» و «اثر دانینگ-کروگر».

اثر دانینگ-کروگر (Dunning-Kruger Effect)

در سال ۱۹۹۹، دو روانشناس به نام‌های دیوید دانینگ و جاستین کروگر، مقاله‌ای منتشر کردند که نشان می‌داد:

  1. افراد کم‌توان، توانایی خود را بیش از حد برآورد می‌کنند (جهل مرکب).
  2. اما نکته مهم‌تر برای بحث ما این است: افراد متخصص در یک حوزه، تصور می‌کنند در حوزه‌های دیگر هم صاحب‌نظرند.

یک استاد فیزیک کوانتوم، قطعاً در حوزه فیزیک نابغه است. اما همین اعتماد به نفس بالا، ممکن است باعث شود او تصور کند در حوزه «سیاست»، «امنیت» یا «رسانه» هم به همان اندازه تیزبین است. اینجاست که «غرور نخبگانی» تبدیل به پاشنه آشیل می‌شود.

تله‌ی «هوش» در جنگ شناختی

چرا افراد باهوش راحت‌تر فریب می‌خورند؟

۱. قدرت توجیه (Rationalization):

افراد باهوش، مهارت زیادی در استدلال آوردن دارند. وقتی آن‌ها یک خبر دروغ را (که با تعصباتشان همخوان است) باور می‌کنند، ذهنشان به سرعت شروع به ساختن استدلال‌های پیچیده برای توجیه آن باور غلط می‌کند. در واقع، هوش آن‌ها به ابزاری برای «دفاع از دروغ» تبدیل می‌شود.

۲. کاهش شکاکیت (Skepticism):

نخبگان معمولاً عادت دارند که “مرجع” باشند، نه “شنونده”. آن‌ها کمتر احتمال می‌دهند که اشتباه کنند. این “اطمینان کاذب” (Overconfidence)، گارد دفاعی ذهن آن‌ها را در برابر تکنیک‌های جنگ نرم پایین می‌آورد.

 

تکنیک دشمن: ارضایِ غرورِ نخبگان

طراحان جنگ شناختی، محتوای مخصوص نخبگان را متفاوت می‌سازند.

  • برای عوام: محتوای هیجانی و ساده.
  • برای نخبگان: محتوای شبه‌علمی، با نمودارهای پیچیده، ادبیات اتوکشیده و ارجاع به منابعِ (ظاهراً) معتبر غربی.

دشمن با زبانِ علم به سراغ نخبه می‌آید و حسِ «متمایز بودن» و «باهوش‌تر بودن از بقیه» را در او تحریک می‌کند. وقتی نخبه حس کرد که “من چیزی را می‌فهمم که توده مردم نمی‌فهمند”، در تله افتاده است.

راهکار: تواضع فکری (Intellectual Humility)

درمانِ توهم دانایی، «تواضع فکری» است.

تواضع فکری یعنی شجاعتِ گفتنِ این جمله: «من در رشته خودم متخصص هستم، اما در تشخیص اخبار سیاسی یا تکنیک‌های رسانه‌ای، ممکن است مثل یک آماتور فریب بخورم.»

نخبگان تراز، کسانی هستند که همیشه یک “علامت سوال” بزرگ در ذهن خود نگه می‌دارند و برای راستی‌آزمایی اخبار، از روش‌های علمی استفاده می‌کنند، نه از شهود شخصی یا اعتماد به نفسشان.

نتیجه‌گیری

مدرک تحصیلی، واکسن ضدِ فریب نیست. در جنگ شناختی، گاهی «غرورِ دانایی» خطرناک‌تر از «جهل» است. مصونیت، تنها در سایه «تفکر انتقادی» و «خودآگاهی» نسبت به خطاهای ذهنی حاصل می‌شود.

ارسال نظر