نبرد روایت‌ها

نبرد روایت‌ها؛ چرا در جنگ‌های جدید، «داستان‌ها» از موشک‌ها قوی‌ترند؟ (قسمت ۴)

نبرد روایت‌ها؛ چرا در جنگ‌های جدید، «داستان‌ها» از موشک‌ها قوی‌ترند؟ (جنگ شناختی – قسمت ۴)

 

نبرد روایت ها در جنگ شناختی؛ مقایسه قدرت داستان و موشک

مقدمه: تغییر ماهیت پیروزی

در طول قرن‌های متمادی، تعریف «پیروزی» در جنگ‌ها ساده بود: هرکس پرچم خود را بر فراز تپه دشمن نصب کند، برنده است. تاریخ را فاتحان می‌نوشتند و صدای شکست‌خورده در غبار جنگ گم می‌شد.

اما در قرن بیست و یکم، معادله به طرز عجیبی تغییر کرده است. ما بارها دیده‌ایم که یک ارتش در میدان نظامی پیروز می‌شود، اما در افکار عمومی جهان «شکست‌خورده» و «جنایتکار» لقب می‌گیرد. برعکس، گروهی که از نظر نظامی ضعیف‌تر است، تبدیل به قهرمان افسانه‌ای می‌شود.

راز این تغییر چیست؟ پاسخ در یک مفهوم کلیدی نهفته است: «نبرد روایت‌ها» (Battle of Narratives).

در قسمت چهارم از مجموعه مقالات «رسانه تراز»، می‌خواهیم بررسی کنیم که چگونه «قصه» و «روایت» به قدرتمندترین سلاح زرادخانه‌های مدرن تبدیل شده است.

تفاوت حیاتی: «فکت» (Fact) در برابر «روایت» (Narrative)

بسیاری از نخبگان و دانشگاهیان، هنوز تفاوت میان «خبر» و «روایت» را به درستی درک نکرده‌اند.

  • فکت (Fact): ماده خام، واقعیت عینی و داده‌ی خشک است. (مثلاً: قیمت دلار ۵۰ هزار تومان شد).
  • روایت (Narrative): معنایی است که ما به آن واقعیت می‌دهیم؛ چیدمانِ حقایق در یک بستر داستانی برای رسیدن به یک نتیجه خاص.
مثال راهبردی:

فرض کنید در دانشگاه، غذای سلف یک روز کیفیت پایینی داشته است. این یک «فکت» است.

  • روایت اول (مدیریت): یک اشکال فنی در دیگ‌های پخت باعث شد غذا خوب نپزد. (روایت: اشکال فنی و گذرا).
  • روایت دوم (دشمن): بودجه غذای دانشجویان دزدیده شده و مسئولین عمداً به دانشجو توهین می‌کنند تا تحقیرش کنند. (روایت: فساد سیستماتیک و دشمنی با دانشجو).

می‌بینید؟ واقعیت یکی است، اما روایتی که بر ذهن مخاطب می‌نشیند، تعیین می‌کند که آیا دانشجو «صبر» می‌کند یا «شورش» می‌کند.

تکنیک‌های مهندسی روایت

دشمن در جنگ شناختی، با استفاده از علوم اعصاب و روانشناسی، روایت‌هایی می‌سازد که ذهن قادر به رد کردن آن‌ها نباشد. برخی از این تکنیک‌ها عبارتند از:

۱. قربانی‌سازی (Victimization):

روایت همیشه نیاز به یک «قربانی مظلوم» و یک «جلاد ظالم» دارد. رسانه‌های غربی استادِ این هستند که جای این دو را عوض کنند. آن‌ها تروریست‌های مسلح را «پیکارجویان آزادی‌خواه» و مدافعان امنیت را «سرکوبگر» معرفی می‌کنند.

۲. اتصال نقاط (Connecting the Dots):

ذهن انسان عاشق الگوپیدا کردن است. روایت‌سازان حرفه‌ای، چند اتفاق بی‌ربط (مثلاً آتش‌سوزی در یک کارخانه، تصادف در جاده و قطعی اینترنت) را کنار هم می‌گذارند و یک خط داستانی می‌سازند که: «همه این‌ها نشان‌دهنده فروپاشی سیستم است.» در حالی که هیچ ربط منطقی بین آن‌ها نیست.

۳. استفاده از کهن‌الگوها (Archetypes):

آن‌ها روایت‌های خود را روی داستان‌های باستانی سوار می‌کنند: نبرد خیر و شر، دیو و دلبر، قهرمان تنها در برابر سیستم فاسد. این کار باعث می‌شود روایت مستقیماً با ناخودآگاه مخاطب ارتباط برقرار کند.

چرا داستان‌ها از موشک‌ها قوی‌ترند؟

موشک می‌تواند زیرساخت فیزیکی (پل، نیروگاه) را نابود کند، اما نمی‌تواند «اراده» ملتی را از بین ببرد. برعکس، گاهی بمباران باعث اتحاد بیشتر مردم می‌شود.

اما «روایت» می‌تواند زیرساختِ ذهنی و اراده یک ملت را پودر کند. روایتی که به جوان ایرانی بگوید: «گذشته‌ات خراب بوده، حالت فلاکت‌بار است و آینده‌ات سیاه است»، او را بدون شلیک یک گلوله، از کار می‌اندازد.

جنگ امروز، جنگِ اشغالِ ذهن‌هاست و در این جنگ، کسی برنده است که «قصه» بهتری بگوید. اگر ما روایتِ «امید، پیشرفت و توانستن» را نسازیم و با زبان هنر بیان نکنیم، دشمن خلاء موجود را با روایتِ «یأس، بن‌بست و نتوانستن» پر خواهد کرد.

نتیجه‌گیری: روایت اول باشید

قانون طلایی جنگ شناختی این است: «روایتِ اول، روایتِ غالب است.» (The first narrative wins).

در هر بحران یا رویدادی، کسی که زودتر روایت خود را به دست مخاطب برساند، ذهن او را «لنگر» می‌اندازد (Anchoring Effect). تغییر دادنِ ذهنیتی که شکل گرفته، انرژی بسیار زیادی می‌خواهد. پس در روابط عمومی و مدیریت رسانه، «سرعت» و «سناریو داشتن»، حیاتی است.

اگر ما روایت نکنیم

روابط عمومی راهبردی

پایان عصرِ «بزن در رو» در خبر؛ چرا روابط عمومی سنتی مرده است؟ (قسمت سوم)

پایان عصرِ «بزن در رو» در خبر؛ چرا روابط عمومی سنتی مرده است؟ (تحلیل راهبردی)

 

مقدمه: وقتی دیوارها شیشه‌ای می‌شوند

اگر از یک مدیر سنتی در دهه ۱۳۷۰ می‌پرسیدید «وظیفه روابط عمومی چیست؟»، احتمالا پاسخ می‌داد: «نصب پلاکارد تبریک و تسلیت، هماهنگی سالن جلسات و ارسال خبرهای مثبت سازمان به روزنامه‌ها.» در آن دوران، سازمان‌ها مانند قلعه‌هایی با دیوارهای سنگی بلند بودند؛ هیچ‌کس نمی‌دانست در داخل چه می‌گذرد و تنها صدایی که به بیرون می‌رسید، صدای رسمی «بلندگوهای سازمان» بود.

اما امروز، در دهه ۱۴۰۰، آن دیوارهای سنگی فرو ریخته و جای خود را به دیوارهای شیشه‌ای داده‌اند. ظهور شبکه‌های اجتماعی و گوشی‌های هوشمند، موازنه قدرت را تغییر داده است. امروز هر دانشجو، هر کارمند و هر ارباب‌رجوع، یک «رسانه بالقوه» در جیب خود دارد. در چنین فضایی، مدل‌های ارتباطیِ «یک‌سویه» و «دستوری» نه تنها کارآمد نیستند، بلکه می‌توانند به ضدِ خود تبدیل شوند.

در این مقاله از سلسله مباحث «رسانه تراز»، قصد داریم کالبدشکافی دقیقی از مرگ «روابط عمومی سنتی» و تولد «روابط عمومی راهبردی» داشته باشیم.

گذار پارادایمی: از «اطلاع‌رسانی» تا «ارتباط‌گیری»

بزرگترین خطای شناختی مدیران فعلی، خلط مبحث میان دو واژه «Information» (اطلاع‌رسانی) و «Communication» (ارتباطات) است.

  • عصر اطلاع‌رسانی (The Era of Information): متعلق به قرن بیستم بود. مدلی که در آن فرستنده (سازمان) پیامی را بسته‌بندی می‌کرد و به سمت گیرنده (مخاطب منفعل) پرتاب می‌کرد. بازخوردی وجود نداشت و سکوت مخاطب به معنای رضایت تلقی می‌شد.
  • عصر ارتباط‌گیری (The Era of Communication): متعلق به امروز است. ارتباطات یک خیابان دوطرفه است. پیام فرستاده می‌شود، بلافاصله نقد می‌شود، بازنشر می‌شود و تغییر شکل می‌یابد. در این مدل، سازمان دیگر «متکلم وحده» نیست.

پروفسور جیمز گرونیگ (James Grunig)، نظریه‌پرداز برجسته ارتباطات، این تفاوت را در «مدل‌های چهارگانه روابط عمومی» توضیح می‌دهد. او معتقد است که سازمان‌ها باید از مدل‌های «تبلیغات‌چی» (Press Agentry) عبور کرده و به مدل «دوسویه همسنگ» (Two-way Symmetrical) برسند؛ جایی که هدف، تغییر دادنِ مخاطب نیست، بلکه رسیدن به «تفاهم مشترک» است.

وکیل‌مدافع مردم یا توجیه‌گرِ مدیران سازمان؟

یکی از آسیب‌های جدی در ساختار اداری و دانشگاهی ایران، تبدیل شدن روابط عمومی به «وکیل‌مدافع مدیران» است. بسیاری از کارشناسان این حوزه تصور می‌کنند که وظیفه‌شان «ماست‌مالی کردن» خطاها، توجیه تصمیمات غلط و روتوش کردن چهره مدیران است. این رویکرد، شاید در کوتاه‌مدت رضایت مدیر بالادستی را جلب کند، اما در بلندمدت، بزرگترین سرمایه سازمان یعنی «اعتماد» را نابود می‌کند.

در «روابط عمومی راهبردی»، جایگاه مدیر روابط عمومی تغییر می‌کند. او دیگر میرزا بنویس نیست؛ او «مشاور ارشد استراتژیک» و «وکیل‌مدافع افکار عمومی» در داخل سازمان است.

او باید شجاعت این را داشته باشد که قبل از امضای یک بخشنامه توسط ریاست دانشگاه، هشدار دهد: «آقای رئیس! اگر این دستور صادر شود، فضای دانشجویی ملتهب خواهد شد. بیایید پیش از ابلاغ، پیوست رسانه‌ای آن را آماده کنیم یا در تصمیم تجدیدنظر کنیم.»

هنرِ «گوش سپردن سازمانی» (Organizational Listening)

در جنگ‌های شناختی و رسانه‌ای، سازمانی برنده است که «گوش‌های تیزتری» داشته باشد، نه «زبان درازتر».

مفهوم Organizational Listening به این معناست که ساختار روابط عمومی باید سنسورهای دقیقی برای رصد رضایت، شکایت و شایعات داشته باشد.

  • آیا می‌دانید همین الان در گروه‌های غیررسمی دانشجویی درباره کیفیت غذا چه می‌گویند؟
  • آیا می‌دانید اساتید در اتاق‌های خود چه نقدی به آیین‌نامه جدید دارند؟

اگر روابط عمومی این صداها را نشنود و به مدیریت منتقل نکند، این صداهایِ آرام تبدیل به فریادهایِ بلند در کفِ حیاط دانشگاه یا فضای توییتر خواهد شد. روابط عمومی مدرن، یعنی مدیریتِ سیگنال‌های ضعیف، قبل از تبدیل شدن به بحران.

نتیجه‌گیری: تغییر ریل ضروری است

برای عبور از این وضعیت، دانشگاه‌ها و سازمان‌های ما نیاز به یک «تغییر ریل» فوری دارند. ما باید بودجه‌های سنگینِ چاپ بنر و بروشورهای کاغذی (که کسی نمی‌خواند) را قطع کنیم و آن را صرفِ «تولید محتوای تعاملی»، «پایش داده‌ها» و «گفتگو با ذینفعان» کنیم.

دورانِ «بزن در رو» در خبر تمام شده است. امروز باید بمانید، بشنوید و پاسخ دهید.

اینترنت؛ شهرِ بی‌قانون یا قلمروِ حاکمیتی؟ (درآمدی بر حکمرانی رسانه - قسمت ۲)

اینترنت؛ شهرِ بی‌قانون یا قلمروِ حاکمیتی؟ (درآمدی بر حکمرانی رسانه – قسمت 2)

اینترنت؛ شهرِ بی‌قانون یا قلمروِ حاکمیتی؟ (درآمدی بر حکمرانی رسانه – قسمت ۲)

 

مقدمه: توهمِ «فضای رها»

آیا تا به حال فکر کرده‌اید چرا برای رانندگی در خیابان‌های شهر، نیاز به گواهینامه، بیمه و رعایت صدها قانون راهنمایی و رانندگی دارید، اما برای ورود به «بزرگراه اطلاعات» (اینترنت)، هیچ پیش‌شرطی وجود ندارد؟

بسیاری از کاربران و حتی نخبگان تصور می‌کنند فضای مجازی، یک فضای «تکنیکال»، «خنثی» و «رها» است. جایی که آزادی مطلق حکم‌فرماست و هیچ مالکی ندارد. اما علم سیاست‌گذاری (Policy Making) نظر دیگری دارد.

واقعیت این است که اینترنت، شاید «بی‌دولت» به نظر برسد، اما هرگز «بی‌قانون» نبوده است. فقط سوال اینجاست: قانون‌گذار کیست؟

در قسمت دوم از سلسله مقالات «رسانه تراز»، به سراغ ضلع دوم مثلث، یعنی «حکمرانی رسانه» می‌رویم تا بفهمیم چرا فضای مجازی، بی‌پدر و مادر نیست.

تفاوت کلیدی: حکومت (Government) یا حکمرانی (Governance

در ادبیات سیاسی و رسانه‌ای، تفکیک این دو واژه بسیار حیاتی است. ما در فضای فیزیکی با «حکومت» سر و کار داریم، اما در فضای مجازی با «حکمرانی» مواجهیم.

  • حکومت (Government): ساختار سنتی قدرت است؛ دولت، پلیس و مجلس که قانون را به صورت عمودی (از بالا به پایین) دیکته می‌کنند.
  • حکمرانی (Governance): فرآیندی پیچیده‌تر، افقی و چندجانبه است. در اینجا، قدرت بین دولت‌ها، بخش خصوصی (شرکت‌های فناوری) و جامعه مدنی تقسیم شده است.

نکته مهم:

وقتی اینستاگرام پست شما را حذف می‌کند، یا گوگل نتایج خاصی را به شما نشان نمی‌دهد، آن‌ها دارند بر شما «حکمرانی» می‌کنند. آن‌ها قانون می‌گذارند (Terms of Service)، قضاوت می‌کنند (تشخیص محتوای نامناسب) و اجرا می‌کنند (حذف اکانت).

بنابراین، ما در اینترنت آزاد نیستیم؛ بلکه «شهروندانِ جمهوری‌های دیجیتال» (مثل جمهوری گوگل یا جمهوری متا) هستیم و تابع قوانین آن‌ها.

افسانه‌ی «اینترنتِ بدون مرز»

یکی از بزرگترین دروغ‌هایی که در دهه‌های گذشته تکرار شد، این بود: «اینترنت مرز ندارد و دهکده‌ای جهانی است.»

اما واقعیت فنی و حقوقی چیز دیگری را نشان می‌دهد. مفهوم «حاکمیت سایبری» (Cyber Sovereignty) اکنون دکترین اصلی قدرت‌های بزرگ جهان است. این مفهوم می‌گوید هر کشور حق دارد بر داده‌ها، زیرساخت‌ها و قوانین فضای مجازی در قلمرو خود تسلط داشته باشد.

امروز اینترنت جهانی تکه‌تکه شده است و ما با مدل‌های مختلف حکمرانی روبرو هستیم:

  1. مدل آمریکایی (سیلیکون‌ولی): قدرت اصلی دستِ شرکت‌های بزرگ (Big Tech) است. دولت دخالت مستقیم نمی‌کند، اما شرکت‌ها در لایه‌های پنهان با نهادهای امنیتی (مثل NSA) همکاری می‌کنند.
  2. مدل اروپایی (تنظیم‌گری): تمرکز بر «حریم خصوصی» و «حقوق کاربر» است. قانون GDPR اروپا، مرزهای سفت و سختی برای حفاظت از داده‌های شهروندانش در برابر شرکت‌های آمریکایی کشیده است.
  3. مدل چینی/روسی (بومی‌سازی): اینترنت را جزوی از خاک ملی می‌دانند. آن‌ها با ایجاد «دیوار آتش» و راه‌اندازی پلتفرم‌های بومی (مثل وی‌چت و یاندکس)، استقلال خود را حفظ کرده‌اند.

مسئله‌ی ایران: کاربر یا حکمران؟

سوال اساسی برای جامعه دانشگاهی و نخبگان ما این است:

آیا ما (به عنوان کشور) می‌خواهیم صرفاً «کاربر» (User) و مصرف‌کننده در زمینِ بازی دیگران باشیم؟ یا حق داریم برای زیست‌بوم دیجیتال خودمان «قانون» داشته باشیم؟

حکمرانی رسانه فقط به معنای «فیلترینگ» (که ساده‌ترین و گاهی ناکارآمدترین ابزار است) نیست. حکمرانی یعنی:

  • حفاظت از داده‌های ژنتیکی و بانکی مردم در برابر خروج از کشور.
  • گرفتن مالیات از پلتفرم‌های خارجی که در ایران درآمد دارند.
  • پاسخگو کردن پلتفرم‌ها در برابر انتشار محتوای آسیب‌زا (مثل خشونت یا کلاهبرداری).

کشوری که در فضای سایبر مرز و قانون نداشته باشد، مثل خانه‌ای است که دیوار ندارد؛ هر کسی می‌تواند وارد شود، هر چیزی را ببرد و هیچ مسئولیتی نپذیرد.

💡 نکات کلیدی این درس:

  • حکمرانی vs حکومت: در فضای مجازی، پلتفرم‌ها (گوگل، متا) نقش حاکم را بازی می‌کنند.
  • پایان رویای بی‌مرزی: تمام قدرت‌های جهان به سمت ایجاد «مرزهای سایبری» حرکت کرده‌اند.
  • استقلال دیجیتال: حکمرانی یعنی تبدیل شدن از «کاربر منفعل» به «معمار فعال».

در قسمت بعد چه می‌خوانیم؟

حالا که میدان جنگ (ذهن) را شناختیم و فهمیدیم که این فضا صاحب دارد (حکمرانی)، نوبت به «عمل» می‌رسد.

در قسمت سوم، وارد حوزه «روابط عمومی راهبردی» می‌شویم و می‌پرسیم: آیا دوران بیانیه‌های خشک و رسمی تمام شده است؟ چگونه باید در این فضا حرف زد که شنیده شویم؟

وقتی «مغز» میدان جنگ می‌شود؛ درآمدی بر جنگ شناختی (قسمت 1)

وقتی «مغز» میدان جنگ می‌شود؛ درآمدی بر جنگ شناختی (قسمت ۱)

مقدمه: بیداری در میدان نبرد نامرئی

تصور کنید یک صبح معمولی از خواب بیدار می‌شوید. گوشی موبایل را برمی‌دارید، نوتیفیکیشن‌ها را چک می‌کنید، در شبکه‌های اجتماعی می‌چرخید، چند پیام را جواب می‌دهید و سراغ بقیه‌ی کارهای روزمره می‌روید.

هیچ صدای آژیری در کار نیست، خیابان مثل همیشه شلوغ است و همه‌چیز عادی به نظر می‌رسد؛ اما واقعیت این است که همین حالا در وسط یک میدان جنگ ایستاده‌اید؛ جنگی که نه با صدای انفجار، بلکه با سکوت و عادت‌ها پیش می‌رود.

ظهور قلمرو ششم: عبور از زمین و هوا

در تاریخ نظامی، همیشه از پنج عرصه‌ی کلاسیک نبرد حرف زده‌اند: زمین، دریا، هوا، فضا و در سال‌های اخیر، سایبر. هر کدام از این عرصه‌ها قوانین، سلاح‌ها و تاکتیک‌های خاص خود را دارند.

اما امروز در ادبیات امنیتی و رسانه‌ای، از «عرصه‌ی ششم» صحبت می‌شود که از همه‌ی این‌ها به ما نزدیک‌تر است: «قلمرو شناختی» (Cognitive Domain)؛ یعنی همان جایی که ادراک، احساس، باور و تصمیم‌گیری ما شکل می‌گیرد.

اگر زمین و دریا و هوا بیرون از ما هستند، قلمرو شناختی درون سر ماست؛ در مغز، در شبکه‌های عصبی و در عادت‌های فکری‌مان.

در این قلمرو، سلاح‌ها نه موشک و تانک، بلکه تصویر، روایت، میم، شایعه و حتی چیدمان یک صفحه‌ی جست‌وجو هستند. هدف هم تسخیر خاک یا نابودی زیرساخت‌ها نیست؛ هدف، «هک کردن سیستم‌عامل ذهن» است. به‌جای این‌که دشمن شما را از بین ببرد، می‌کوشد شما را طوری تغییر دهد که خودتان، داوطلبانه، در خدمت اهداف او قرار بگیرید.

جنگ شناختی؛ مهندسیِ «نحوه‌ی فکر کردن»

جنگ شناختی، در ساده‌ترین تعریف، تلاشی سازمان‌یافته برای اثرگذاری بر فرایندهای فکری و تصمیم‌گیری انسان است. بسیاری آن را با «جنگ روانی» یا «جنگ نرم» یکی می‌گیرند، اما اختلاف ظریفی وجود دارد:

  • جنگ روانی: بیشتر به محتوا کار دارد؛ یعنی می‌خواهد بگوید «به چه چیزی فکر کن».
  • جنگ شناختی: یک گام عقب‌تر می‌رود و سراغ خودِ «نحوه فکر کردن» می‌رود.

یک مثال ساده:

اگر جنگ روانی سعی می‌کند «کانال تلویزیون» شما را عوض کند، جنگ شناختی «تنظیمات رنگ و نور خودِ تلویزیون» را دست‌کاری می‌کند.

وقتی این لایه تغییر کند، حتی اگر اطلاعات درست هم دریافت کنیم، آن‌ها را در چارچوبی تفسیر می‌کنیم که دیگر به نفع واقعیت نیست. در جنگ شناختی، هدف تغییر عینکی است که با آن به دنیا نگاه می‌کنید.

چرا دانشگاهیان هدف اول هستند؟

اگر جامعه را به‌صورت یک شبکه‌ی پیچیده تجسم کنیم، نخبگان علمی و دانشگاهی در حکم «گره‌های پراتصال» (Hubs) این شبکه‌اند.

استادان و دانشجویان نه‌تنها به حجم زیادی از اطلاعات دسترسی دارند، بلکه روی ذهن‌های زیادی اثر می‌گذارند. تغییر زاویه‌ی دید این گره‌ها، معادل تغییر مسیر یک رودخانه‌ی فکری است.

برای طراحان جنگ شناختی، نفوذ در ذهن نخبگان، نوعی «ضربه‌ی چندبرابری» است؛ چون هر استادی که زاویه‌ی دیدش تغییر می‌کند، ده‌ها و صدها دانشجو را در طول سال‌ها تحت تأثیر قرار می‌دهد. به‌همین دلیل، دانشگاه فقط «موضوع مطالعه» نیست؛ خودِ دانشگاه میدان اصلی نبرد است.

💡 نکات کلیدی این درس:

  • میدان نبرد: مغز انسان (قلمرو ششم).
  • تفاوت اصلی: جنگ شناختی روی «پردازش اطلاعات» تمرکز دارد، نه فقط خود اطلاعات.
  • هدف نهایی: تبدیل انسان به سلاح دشمن، بدون اینکه خودش بداند.

مدرسه نُه‌ماهه برای «امنیت ذهن»

هدف این دوره آموزشی، عبور از ترس و انفعال و رسیدن به شناخت دقیق میدان است. ما در این مسیر ۹ ماهه، سه ضلع یک مثلث را بررسی می‌کنیم:

  1. جنگ شناختی: (تهدید شناسی)
  2. حکمرانی رسانه: (قوانین و ساختار)
  3. روابط عمومی راهبردی: (تکنیک‌های عملیاتی)

در قسمت ۲، وارد محور «حکمرانی رسانه» می‌شویم و می‌پرسیم: اینترنت واقعاً شهر بی‌قانون است یا قلمرویی است با حاکمان پنهان؟

رسانه تراز

دوره جامع و تخصصی «رسانه تراز»

دوره جامع و تخصصی «رسانه تراز»

تربیت فرماندهان جنگ نرم و استراتژیست‌های رسانه‌ای در عصر شناختی

آیا آماده‌اید که از یک «کاربر منفعل» به یک «کنشگر هوشمند» تبدیل شوید؟

در دنیایی که مرزهای جغرافیایی کمرنگ شده و جنگ‌ها از میدان‌های خاکی به میدان‌های «ذهنی» و «شناختی» منتقل شده‌اند، مسلح بودن به سلاح دانش، یک انتخاب نیست؛ یک ضرورت حیاتی برای بقاست. دوره جامع «رسانه تراز»، پاسخی علمی، عملیاتی و استراتژیک به نیاز امروز مدیران، نخبگان، دانشجویان و فعالان فرهنگی کشور است.

ما در این دوره ۲۷۰ قسمتی، قصد داریم پرده از پیچیده‌ترین لایه‌های جنگ رسانه‌ای برداریم و نقشه‌ی راه حکمرانی و مدیریت در عصر هوش مصنوعی و پلتفرم‌ها را ترسیم کنیم.

📅 تقویم آموزشی دوره

  • آغاز دوره: شنبه ۲۲ آذر ماه

  • زمان انتشار دروس: هر شب حوالی ساعت ۲۱:۰۰

  • بستر برگزاری: کانال ایتا (@resanehtaraz) و آرشیو کامل در وب‌سایت.

  • طول دوره: ۳ ترم پیوسته (۹ ماه)

📚 ساختار و محتوای دوره

این دوره بر پایه سه رکن اساسی (سه ضلع مثلث قدرت رسانه‌ای) طراحی شده است. محتوای هر رکن به صورت موازی و با نظمی دقیق (الگوی ۳ روزه) منتشر خواهد شد تا دانش‌پذیران به صورت همزمان در هر سه حوزه رشد کنند.

🧠 رکن اول: جنگ شناختی (Cognitive Warfare)

موضوع: تهدیدشناسی، علوم اعصاب و عملیات روانی در این سرفصل، ما به «ذهن» به عنوان میدان نبرد نگاه می‌کنیم. شما یاد می‌گیرید که چگونه دشمن با استفاده از علوم اعصاب و روانشناسی، ادراک، احساسات و تصمیم‌گیری‌های شما را مهندسی می‌کند.

سرفصل‌های کلیدی:

  • مبانی و تعاریف: تفاوت جنگ نرم، جنگ روانی و جنگ شناختی (قلمرو ششم نبرد).

  • تکنیک‌های دستکاری ذهن: فریمینگ، لنگر انداختن، پاره‌حقیقت، مارپیچ سکوت و…

  • روانشناسی مخاطب: اقتصاد توجه، دوپامین و اعتیاد رسانه‌ای، سوگیری‌های شناختی مغز.

  • جنگ‌های نوین: جنگ علم (علم‌سنجی استعماری)، جنگ سبک زندگی (کی‌پاپ و هالیوود)، جنگ آینده (متاورس و نورو-رایتس).

  • استراتژی‌های دفاعی: تاب‌آوری شناختی، جهاد تبیین پیش‌دستانه، مدیریت وحشت و امید صادق.

⚖️ رکن دوم: حکمرانی رسانه (Media Governance)

موضوع: حقوق، سیاست‌گذاری، زیرساخت و اقتصاد اینترنت در این سرفصل، ما از سطح کاربری فراتر رفته و به سطح «معماری» می‌رسیم. شما یاد می‌گیرید که کشورهای پیشرفته جهان چگونه فضای مجازی را قانون‌مند و مدیریت می‌کنند.

سرفصل‌های کلیدی:

  • مدل‌های جهانی: مقایسه مدل آمریکایی (سیلیکون‌ولی)، مدل چینی (دیوار آتش)، مدل اروپایی (GDPR) و مدل مطلوب ایران.

  • استقلال دیجیتال: شبکه ملی اطلاعات، دیتاسنترهای بومی، اقامت داده (Data Residency) و اینترنت بریکس.

  • اقتصاد سیاسی: مالیات دیجیتال، ارزهای دیجیتال ملی، انحصارگرایی پلتفرم‌ها و استعمار سایبری.

  • امنیت و حقوق: کنوانسیون‌های بین‌المللی، دادگاه‌های آنلاین، شنود قانونی، امنیت کودکان و حق فراموش شدن.

  • آینده‌پژوهی: قانون‌گذاری برای هوش مصنوعی، رباتیک و همگرایی زیستی-دیجیتال.

📢 رکن سوم: روابط عمومی راهبردی (Strategic PR)

موضوع: مهارت‌های ارتباطی، تولید محتوا، مدیریت بحران و دیپلماسی در این سرفصل، شما به «ابزار» مجهز می‌شوید. اگر دو رکن قبلی «دانش» بودند، این رکن «مهارت» است. یاد می‌گیرید که چگونه در طوفان‌ها، کشتی سازمان یا اعتبار خود را هدایت کنید.

سرفصل‌های کلیدی:

  • اصول و تکنیک‌ها: خبرنویسی مدرن، طراحی کمپین، مخاطب‌شناسی (پرسونا)، داستان‌سرایی و سئو.

  • مدیریت بحران: اتاق وضعیت، استراتژی ساعت طلایی، تکنیک پل زدن در مصاحبه، عذرخواهی سازمانی و کمپین بازگشت.

  • دیپلماسی عمومی: برندینگ ملی، لابی‌گری علمی، شبکه‌سازی نخبگان و مقابله با ایران‌هراسی.

  • مهارت‌های نرم: زبان بدن، فن بیان، مذاکره و مدیریت تغییر در سازمان‌های سنتی.

🎯 این دوره برای چه کسانی ضروری است؟

۱. مدیران و مسئولین روابط عمومی: برای گذار از روابط عمومی سنتی به مدرن و هوشمند.

۲. اساتید دانشگاه و نخبگان: برای درک عمیق‌تر از فضای جنگ نرم و ایفای نقش «رهبری فکری» در جامعه.

۳. دانشجویان و فعالان فرهنگی: برای تجهیز به سواد رسانه‌ای پیشرفته و تبدیل شدن به افسران جنگ نرم.

۴. پژوهشگران حوزه رسانه و سیاست: برای آشنایی با جدیدترین دکترین‌ها و نظریه‌های جهانی.

🚀 مسیر آموزشی (سه ترم)

  • ترم اول (۳ ماه نخست): مبانی و اصول

    • تمرکز بر شناخت مفاهیم پایه، تکنیک‌های عملیات روانی و ساختارهای حکمرانی.

  • ترم دوم (۳ ماه دوم): تخصصی و موضوعی

    • ورود به پرونده‌های ویژه (جنگ علم، جنگ فرهنگ، تکنولوژی‌های آینده و هوش مصنوعی).

  • ترم سوم (۳ ماه سوم): استراتژی و مدیریت عالی

    • تمرکز بر مدیریت بحران، دیپلماسی بین‌المللی، کادرسازی و تدوین دکترین شخصی.

🔗 راه‌های ارتباطی و دسترسی به محتوا:

برای همراهی در این مسیر علمی و دریافت روزانه درس‌گفتارها، همین حالا عضو کانال شوید:

📣 کانال ایتا: eitaa.com/resanehtaraz

🌐 وب‌سایت رسمی: hteimouri.ir

«علم، قدرت است؛ و رسانه، میدانِ اعمالِ این قدرت.»

مدیریت زمان

مدیریت زمان در تشکلهای دانشجویی

با سلام

از طریق لینک زیر می توانید اسلایدهای کارگاه “مدیریت زمان در تشکلهای دانشجویی” را دانلود کنید. این کارگاه در 20 آذر ماه 1399 برای اعضای اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان برگزار شده است.

دانلود
روزنامه‌ها در آستانه مرگ مغزی

روزنامه‌ها در آستانه مرگ مغزی

بر هیچ‌کسی پوشیده نیست که این روزها مطبوعات چاپی ایران بخصوص روزنامه‌ها دوران سختی را می‌گذرانند که احتمال دارد برای همیشه و یا حداقل در میان‌مدت به تعطیلی بسیاری از روزنامه‌ها منجر شود. گرچه علت اصلی این وضعیت را می‌توان در افزایش چندین برابری قیمت کاغذ در مدت کمتر از یک سال دانست ولی قیمت کاغذ تنها عامل این روند نبوده و می‌توان علت‌های دیگری را برای آن برشمرد که به مرور زمان وضعیت فعلی روزنامه‌ها و مطبوعات کشور را رقم‌زده است. در این نوشته به برخی از این دلایل اشاره می‌شود:

۱. پیشرفت‌های تکنولوژیک و عدم سازگاری مطبوعات با آن: پیشرفت‌های تکنولوژیک در قرن بیست و یکم میلادی چنان همه جنبه‌های زندگی بشری را تحت تأثیر قرار داده است که قطع به‌یقین نمی‌توان حوزه‌ای از زندگی بشری را پیدا کرد که از این تغییرات در امان بوده باشد. برخی از صنایع و مشاغل خود را با این تغییرات هماهنگ کرده و توانستند در قالبی جدید به زندگی خود ادامه دهند. مشاغل زیادی هم بوده‌اند که به دلیل عدم سازگاری با این تغییرات از بین رفته و یا در آستانه نابودی می‌باشند. در عرصه رسانه و مطبوعات هم‌روند به همین منوال بوده است. با ورود هر رسانه جدید، رسانه قبلی در ابتدا دچار بحران شده ولی بعد از مدتی توانسته است خود را با این تغییرات وفق داده و به حیات خود ادامه دهد. اما مطبوعات چاپی در دنیا و علی‌الخصوص در ایران، با ورود اینترنت به زندگی انسان‌ها بیشترین تنش را به خود دیده است و گاها به دلیل عدم وجود مزیت رقابتی و عدم استفاده از تکنولوژی‌های جدید با مشکل مواجه شده است. تعداد زیادی از روزنامه‌های مطرح در دنیا تیراژهای میلیونی خود را از دست داده و یا به کل چاپ کاغذی خود را برای همیشه کنار گذاشته‌اند.

۲. داشتن آلترناتیو و جایگزین برای روزنامه‌های چاپی: امروزه شبکه‌های اجتماعی مجازی به‌عنوان جریان اصلی رسانه‌ای در دنیا تبدیل‌شده و توانسته است تمام رسانه‌های قبل از خود را در تنگنا قرار دهد. شبکه‌های اجتماعی بدیلی مناسب برای همه رسانه‌ها شده و با پوشش نقاط ضعف رسانه‌های قبلی، مزیت‌های آن‌ها را هم تقویت و در اختیار خود گرفته است. مطبوعات چاپی هم در این رقابت جای خود را به شبکه‌های اجتماعی واگذار کرده است.

۳. سندیکاها و انجمن‌های صنفی روزنامه‌نگاری؛ به نام مطبوعات در خدمت سیاست: انجمن‌های صنفی روزنامه‌نگاری در ایران از زمان تأسیس اولین آن‌ها در سال ۱۳۰۰ تاکنون فراز و نشیب‌های زیادی را به خود دیده است. در سال‌های اخیر این سندیکاها به جای آنکه در خدمت مخاطبان اصلی خود باشد به محفلی سیاسی برای عده‌ای فرصت‌طلب سیاسی تبدیل شد و به جای آنکه به رابطی بین حاکمیت و روزنامه‌نگاران تبدیل‌شده و در خدمت صنف خود قرار گیرند، راه تقابل با سیاست‌های حاکم را در پیش ‌گرفته و در نتیجه به تعطیلی این سندیکاها منجر شدند. بیشترین ضربه را قطع به یقین در این بین خود مطبوعاتی‌های اصیل خوردند که علاقه‌مند به فعالیت در چارچوب قوانین موجود در کشور بودند. این خیانت به مطبوعات باعث از بین رفتن مهم‌ترین ارکان صنفی روزنامه‌نگاران بوده است.

۴. رکن چهارم دموکراسی، ناموفق در پیگیری فساد: طبق برخی از آمارهای منتشر شده در فضای رسانه‌ای کشور، بررسی‌ها نشان می‌دهد در سال ۹۷ مجموع واردات کاغذ (اعم از انواع کاغذ، ماشین‌آلات و خمیرکاغذ) ۸۱۲ میلیون دلار بوده که نسبت به واردات ۵۷۳ میلیون دلاری سال ۹۶ حدود ۴۱ درصد افزایش داشته است. همچنین طبق آمار گمرک، در سال ۹۷ بیش از ۳۴ میلیون دلار کاغذ روزنامه با ارز ۴۲۰۰ تومانی واردشده است که نسبت به واردات ۶,۷ میلیون دلاری کاغذ روزنامه در سال ۹۶ رشد ۴۰۶ درصدی را نشان می‌دهد. این مقدار واردات می‌توانست نیاز کشور به کاغذ روزنامه را تأمین کند. اما به اعتراف همه اهالی مطبوعات، کاغذ با نرخ دولتی در بازار موجود نیست و علت اصلی آن این است که بسیاری از واردکنندگان کاغذ با ارز دولتی، آن را در بازار توزیع نکرده و با قیمت دلار بازار آزاد به فروش رسانده‌اند که نشان‌دهنده فساد گسترده در این حوزه است. روزنامه‌ها باید به‌عنوان چشم بیدار جامعه، به پیگیری و روشنگری درباره مافیای کاغذ می‌پرداختند که متأسفانه در این امر موفق نبوده و در حال حاضر با چالش اساسی کاغذ مواجه شده‌اند.

۵. معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد که ثبات خود را از دست داد: پس از ۶ سال حضور حسین انتظامی در رأس معاونت مطبوعاتی وزارت ارشاد و پس از استعفای وی از این سمت در آذرماه سال ۹۶، تا به امروز این معاونت ۳بار دیگر شاهد تغییر معاون یا سرپرست این معاونت بوده است. به عبارت دیگر در کمتر از ۲ سال این معاونت ۴ معاون و سرپرست به خود دیده است که رویکردهای هر ۴ نفر آن‌ها باهم متفاوت بوده است. این تغییر مدیریت‌ها و عدم ثبات در مهم‌ترین متولی عرصه رسانه‌ای کشور به طور قطع تأثیر خود را بر روی مطبوعات هم گذاشته و به نوعی این حوزه را با سردرگمی مواجه ساخته است. در کنار آن می‌توان به تعطیلی نمایشگاه مطبوعات در سال گذشته هم اشاره کرد که به نوعی محل اجتماع مطبوعات کشور با هر سلیقه‌ای بود که بی‌گمان متأثر از همین تغییر مدیریت‌ها بوده است.

۶. نمایندگانی که صنف خود را نمایندگی نکردند: در دوره دهم مجلس شورای اسلامی سه نفر از مدیران مسئول روزنامه‌های سراسری کشور یعنی الیاس حضرتی مدیرمسئول روزنامه اعتماد، مصطفی کواکبیان مدیرمسئول روزنامه مردم‌سالاری و محمدعلی وکیلی مدیرمسئول روزنامه ابتکار از حوزه انتخابیه تهران، ری، پردیس، شمیرانات و اسلامشهر در مجلس حضور دارند. البته به غیر از افراد فوق‌الذکر افراد دیگری هم در مجلس حضور دارند که در سطح استانی دارای نشریه بوده و یا قبلاً در حوزه مطبوعات کشور دارای منصب مدیریتی بوده‌اند. در ابتدای امر این‌طور به نظر می‌رسید که حضور این افراد در مجلس می‌تواند زبان گویای این قشر بوده و به بهبود وضعیت مطبوعات در کشور کمک کند. اما متأسفانه این افراد نتوانستند به‌خوبی به ایفای نقش پرداخته و رضایت هم‌صنفی‌های مطبوعاتی خود را جلب کنند. شاید مهم‌ترین فعالیت افراد فوق‌الذکر در طول این مدت در حمایت از مطبوعات، نامه سرگشاده‌ای بود که اسفندماه خطاب به رئیس‌جمهور منتشر کرده و از وضعیت وخیم مطبوعات انتقاد کرده بودند. این در حالی است که ابزارهای قانونی نظارتی و حمایتی بی‌شماری به‌واسطه نمایندگی مجلس در اختیار این افراد بود که به‌درستی از آن استفاده نکردند.

۷. هماهنگی در تیتر؛ به نام هماهنگی به کام نابودی: تعداد زیادی از روزنامه‌های سیاسی کشور در سال‌های اخیر در هر دو جناح اصلاح‌طلب و اصولگرا برای انتشار مطالب دست به هماهنگی برای انتشار مطالب خود می‌زدند که این هماهنگی حتی در انتخاب تیر یک روزنامه‌ها هم به‌خوبی خود را نشان می‌داد و گاه مشاهده می‌شد که در یک روز چند روزنامه با تیتر اول یکسان راهی دکه‌ها شده‌اند. طبیعتاً در درازمدت مخاطب متوجه این هماهنگی شد و کسانی هم که به دنبال نگاه به مسائل از زوایای مختلف بودند عملاً با مطالعه یکی از این روزنامه‌ها، به دلیل وجود مطالب یکسان در تیتر و متن به سراغ سایر روزنامه‌ها نمی‌رفتند. اصطلاح روزنامه‌های زنجیره‌ای به خوبی گواه واقعیت موجود در این باره است.

۸. نداشتن مزیت رقابتی نسبت به یکدیگر: در دنیای اقتصاد، آنچه یک محصول را متمایز می‌کند، داشتن مزیت رقابتی نسبت به سایر رقبا است. اما با تورقی در روزنامه‌های کشور کاملاً مشخص می‌گردد که تقریباً همه روزنامه‌ها از صفحات و ستون‌های یکسان برخوردار بوده و خلاقیت مؤثر در این حوزه کاملاً از بین رفته است. به طور مثال در سال‌های نه چندان دور برخی روزنامه‌ها ویژه‌نامه‌هایی را منتشر می‌کردند که به عنوان مزیت رقابتی برای آن‌ها محسوب می‌شد که به مرور زمان این ویژه‌نامه‌ها یا از بین رفته و یا دچار روزمرگی شدند. همچنین می‌توان به تکثر روزنامه‌های جدیدالورود هم اشاره کرد که واقعاً سخن تازه‌ای برای گفتن در فضای رسانه‌ای کشور نداشتند و صرفاً تکرار مطالبی بود که هم‌طیفی‌های آنان منتشر می‌کردند.

۹. تعطیلی روزنامه‌ها در مواقع حساس: عید امسال کشور درگیر چالش بزرگی به نام سیل در اقصی نقاط کشور شد که منجر به خسارت مالی و جانی زیادی به مردم و کشور گردید. در این بازه حساس که وظیفه روزنامه‌ها اطلاع‌رسانی و تبیین شرایط پیش‌آمده بود در تعطیلی حدود دوهفته‌ای قرار داشتند. این عدم حضور در صحنه اطلاع‌رسانی موجب شد که عده‌ای به این گمان برسند که بودونبود روزنامه‌های چاپی حتی در حساس‌ترین اتفاقات کشور هم تأثیری ندارد.

۱۰. رقابت نابرابر بخش خصوصی و دولتی: در طول سالیان متمادی دستگاه‌های مختلف دولتی و نهادهایی که از بودجه عمومی ارتزاق می‌کردند اقدام به راه‌اندازی نشریه و روزنامه کرده بودند که با توجه به اینکه بودجه آن‌ها از منابع دولتی تأمین می‌شد نگرانی بابت فروش و یا عدم فروش مطبوعات نداشتند و این نگاه غیراقتصادی در درازمدت منجر به افت این نشریات شد. با توجه به مشکلات بودجه‌ای پیش‌آمده در دولت در سال گذشته، به دلیل عدم تأمین اعتبارات موردنیاز این نشریات دچار آسیب شدید شدند. در سوی مقابل بخش خصوصی که از این منابع تا حدود زیادی محروم بود، به دلیل نبود بازار اقتصادی رقابتی نتوانست با رقبای دولتی خود رقابت کرده و به شدت تضعیف شد.

۱۱. مشکلات اقتصادی مردم و حذف سبد فرهنگی: با توجه به گرانی‌های افسار گسیخته در سال گذشته و به تبع آن شرایط سخت اقتصادی مردم، عده زیادی از مخاطبان مطبوعات به‌منظور مدیریت هزینه‌های زندگی خود دست به کاهش برخی از هزینه‌های روزانه خود زدند که طبیعتاً به دلیل عدم احساس نیاز عمیق به محصولات فرهنگی، این کاهش هزینه‌ها از سبد فرهنگی خانواده شروع شد که در این بین خرید مطبوعات هم یکی گزینه‌های خانواده‌ها برای حذف از سبد مصرفی خانواده‌ها بود.

لینک مطلب در خبرگزاری آنا:

http://ana.ir/fa/news/6/381542/%D8%B1%D9%88%D8%B2%D9%86%D8%A7%D9%85%D9%87%E2%80%8C%D9%87%D8%A7-%D8%AF%D8%B1-%D8%A2%D8%B3%D8%AA%D8%A7%D9%86%D9%87-%D9%85%D8%B1%DA%AF-%D9%85%D8%BA%D8%B2%DB%8C

آماری از سلبریتی ها

در تحقیقی که مرداد ماه سال 1397 بر روی 100 نفر اول پرطرفدارترین سلبریتی های ایرانی در اینستاگرام انجام دادم، بخشی از نتایج بدست آمده به شرح زیر است که برای استفاده محققین و پژوهشگران منتشر میکنم. در صد نفر اول تعدادی از خواننده های خارج از کشور هم حضور داشتند که بدلیل اینکه هدف این تحقیق سلبریتی های فعال در ایران بودند از این لیست حذف شده اند.

#اینستاگرام #سلبریتی #آمار

بیم و امیدهای حضور حجت الاسلام والمسلمین رئیسی در قامت رئیس قوه قضائیه

همانطورکه از ماهها قبل بصورت غیر رسمی در محافل خبری انتصاب حجت الاسلام رئیسی به عنوان رئیس قوه قضائیه دست به دست می شد، بالاخره هفته پیش با حکم رهبر معظم انقلاب این گمانه زنی ها به واقعیت پیوست. پیرامون این انتصاب چند نکته حائز اهمیت است:

  1. حجت الاسلام رئیسی خود و بستگان درجه یکشان به پاکدستی شهره هستند و تاکنون در هیچ پرونده فساد مالی نامی از آنها برده نشده است که خود امتیازی بزرگ برای ایشان محسوب میشود. چرا که در راه مبارزه با فساد مجبور به تحمل فشار بابت اطرافیان خود نیست و نمی توان اتهام معامله در مبارزه با فساد را به ایشان نسبت داد.
  2. رئیسی در انتخابات سال 96 ریاست جمهوری، کاندید شد که بالای 16 میلیون نفر به ایشان رای داد و پس از رئیس جمهور منتخب ایشان در جایگاه دوم قرار گرفت. این مقدار رای نشان از اعتماد قابل قبول جامعه نسبت به کارنامه کاری ایشان می باشد.
  3. در انتخابات فوق الذکر تقریبا همه عدالتخواهان انقلابی به ایشان رای دادند و از این باب می توان ایشان را مورد وثوق جریانهای عدالتخواه دانست که در سالهای اخیر با برخوردهای سلیقه ای قوه قضائیه سرخورده شده و یا به حاشیه رانده شده بودند. این انتصاب فرصت را برای عدالتخواهان فراهم خواهد آورد که بتوانند آنچه را که در این سالها برای آن فریاد زده و روسای قبلی قوه قضائیه را نقد می کردند به اجرا در آورند. البته اگر حجت الاسلام رئیسی در بحث برقراری عدالت جدیت لازم را به خرج ندهند قطع به یقین ضربه ای که به این گروه وارد خواهد شد سخت تر از دوره های قبلی خواهد بود. از جهتی آغاز به کار ایشان را می توان با روی کارآمدن دولت احمدی نژاد در سال 84 مقایسه کرد که امید تازه ای در بین نیروهای معتقد به مبانی انقلاب پدید آمد که متاسفانه به دلیل قدر نداستن احمدی نژاد جهت استفاده از این فرصت، در سالهای آخر حضور وی در قامت رئیس جمهور باعث سرخوردگی بیشتر نیروهای انقلابی شد. حضور عدالتخواهان در اطراف حجت الاسلام رئیسی به قدری پر رنگ است که حتی به امثال قالیباف هم که گفته می شد قرار است بعد از انتخابات ریاست جمهوری، همکاری نزدیکتری با وی داشته باشد اجازه حضور در حلقه مدیریتی آقای رئیسی را نداد.
  4. حجت الاسلام رئیسی بارها از سوی مقام معظم رهبری به سمتهای مختلف منصوب شده اند که نشان از اعتماد ویژه رهبری به ایشان دارد. البته از جهت دیگر ایشان باید قدردان این اعتماد بوده و اهتمام ویژه ای از خود برای انجام هرچه بهتر وظایف محوله نشان دهند.
  5. حجت الاسلام رئیسی برآمده از خود دستگاه قضاست و سالها در قامت معاون اول قوه قضائیه و دادستان کل کشور جز سه نفر اول این قوه بوده است. تجربه این حضور تسلط کامل ایشان به این فضا را نشان می دهد و لازم نیست که چند سال از عمر مدیریتی ایشان صرف شناخت محیط دستگاه قضا شود. از طرف دیگر باید پذیرفت که به همان نسبت ایشان در سالهای حضورشان در مناصب فوق الذکر، نقش کلیدی را در قوه قضائیه داشته اند و باید موفقیتها و ناکامی های احتمالی سالهای گذشته قوه قضائیه را به پای ایشان هم می توان نوشت. حال که خود ایشان سکان دار این قوه شده اند به نظر می رسد در مسیر اصلاح مسیرهای اشتباه گذشته از این به بعد نمی توان هیچ بهانه ای را از ایشان پذیرفت.
  6. حجت الاسلام رئیسی در طول سه سال حضور خودشان به عنوان تولیت آستان قدس رضوی، کارنامه قابل قبولی را از خود به جای گذاشتند و توانستند بسیاری از رویه های غلط گذشته را اصلاح نمایند. اما در طول مدیریت ایشان در آستان قدس رضوی دو نکته قابل تامل است. یکی اینکه حلقه اول مدیریتی ایشان همان مدیران دوره اول و دوم ریاست جمهوری احمدی نژاد بودند و ایشان کمتر از چهره ای جدید استفاده کردند که به نوعی تداعی کننده حلقه بسته مدیران ایشان بوده است و از طرفی ثبات مدیران ایشان در آستان قدس رضوی کم بوده و بارها شاهد تغییر مدیران عالی و میانی سازمان بودیم که تا حدودی به راندمان کار می تواند صدمه بزند. امید است با توصیه هایی هم که از طرف مقام معظم رهبری در حکم انتصاب ایشان آمده است این رویه ها اصلاح شود.
  7. شعارها و روش مدیریتی حجت الاسلام رئیسی در سالهای اخیر سطح توقعات مردم و نخبگان از ایشان را به شدت بالا برده است و انتظار برقراری عدالت و بویژه برخورد با دانه درشتهای مفاسد اقتصادی از ایشان بالاتر از روسای قبلی قوه قضائیه می باشد که انتظار می رود در مقام عمل این خواسته به حق جامعه محقق گردد.
  8. قوه قضائیه یکی از سه قوه پذیرفته شده در قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران بوده و استقلال آن به رسمیت شناخته شده است. اعتقادم بر این است که جدیت قوه قضائیه در انجام وظایف محوله در قانون اساسی، باعث عملکرد بهتر و پایبندی دو قوه دیگر به قانون خواهد بود. چرا که برخورد قاطع با خاطیان دو قوه دیگر، فضای ناامن را برای کج اندیشان ایجاد کرده و فضای خدمت به مردم را سالم تر خواهد کرد.
  9. حجت الاسلام رئیسی مواضع تند سیاسی خارج از منطقی تا کنون نداشته اند و این رفتار مبتنی بر عقل و اخلاق ایشان باعث شده است که روسا و مدیران دو قوه دیگر هم موضع مخالفتی سختی با ایشان نداشته باشند که قطع به یقین به ایشان در انجام هرچه بهتر وظایف محوله کمک شایانی خواهد کرد.