وقتی شما «کاربر» نیستید، «مستعمره» هستید (حکمرانی رسانه – قسمت ۱۷)
استعمار پلتفرمی؛ وقتی شما «کاربر» نیستید، «مستعمره» هستید! (حکمرانی رسانه – قسمت ۱۷)
مقدمه: تغییر چهرهی استعمار
وقتی واژه «استعمار» (Colonialism) را میشنویم، ذهنمان به سمت قرن نوزدهم میرود؛ زمانی که کشتیهای جنگی بریتانیا یا فرانسه در سواحل آفریقا و آسیا پهلو میگرفتند، پرچم خود را میکاشتند و منابع فیزیکی (طلا، الماس، نفت، ادویه) را غارت میکردند. در آن دوران، استعمارگر «حضور فیزیکی» داشت و با نیروی نظامی بر مستعمره حکومت میکرد.
اما در قرن بیست و یکم، استعمار نمرده است؛ بلکه لباس خود را عوض کرده است. امروز دیگر نیازی به لشکرکشی نظامی برای تسخیر منابع نیست. کشتیهای جنگی جای خود را به «پلتفرمهای دیجیتال» دادهاند و منابع فیزیکی جای خود را به منبعی بسیار ارزشمندتر دادهاند: «داده» (Data).
در قسمت هفدهم، به بررسی مفهوم خطرناک و پیچیده «استعمار دیجیتال» (Digital Colonialism) یا «استعمار پلتفرمی» میپردازیم. پدیدهای که در آن، کشورهای در حال توسعه، بدون آنکه بدانند، به کارگرانِ رایگانِ امپراتوریهای دیجیتال تبدیل شدهاند.

مکانیزم استعمار نوین: مدل مرکز-پیرامون
در تئوریهای اقتصاد سیاسی، رابطه استعماری بر اساس مدل «مرکز-پیرامون» تعریف میشود: کشورهای پیرامونی (مستعمره) مواد خام را تأمین میکنند و کشورهای مرکزی (استعمارگر) آن را فرآوری کرده و با ارزش افزوده بالا میفروشند.
این مدل دقیقاً در دنیای اینترنت بازتولید شده است:
- ماده خام (The Raw Material): در اقتصاد دیجیتال، ماده خام «دادههای رفتاری» انسانهاست. لایکها، جستجوها، مکانهای جغرافیایی، مکالمات صوتی و حتی ضربان قلب کاربران.
- استخراج (Extraction): پلتفرمهای غربی (اینستاگرام، گوگل، توییتر) این ماده خام را به صورت رایگان از کاربرانِ کشورهای «جنوبِ جهانی» (Global South) استخراج میکنند. ما فکر میکنیم در حال تفریح هستیم، اما در واقع در حال «کار اجباری و رایگان» برای تولید داده هستیم.
- فرآوری (Processing): این دادههای خام به دیتاسنترهای عظیم در آمریکا (سیلیکونولی) منتقل میشوند. در آنجا با استفاده از هوش مصنوعی و الگوریتمهای پیشرفته، پردازش شده و تبدیل به «هوش» و «قدرت پیشبینی» میشوند.
- فروش محصول (Selling Back): محصول نهایی چیست؟ «سرویسهای هوشمند» و از آن مهمتر «نفوذ». آنها این هوش را دوباره به خودِ ما میفروشند (به شکل تبلیغات هدفمند، تغییر سبک زندگی و مهندسی انتخابات).

امپریالیسمِ زیرساختی
استعمار دیجیتال فقط محدود به نرمافزار نیست؛ در لایه سختافزار و زیرساخت نیز جریان دارد. کابلهای زیردریایی اینترنت، سرورهای ابری (Cloud) و ماهوارههای اینترنتی، عمدتاً در تملک شرکتهای آمریکایی هستند.
وقتی دانشگاهها، بانکها و استارتآپهای یک کشور، دادههای خود را روی سرویسهای ابری آمازون (AWS) یا گوگل میزبانی میکنند، عملاً «حاکمیت ملی» خود را واگذار کردهاند. در این حالت، کشور میزبان میتواند با فشار یک دکمه (تحریم)، کل اقتصاد دیجیتالِ کشورِ مستعمره را خاموش کند. این یعنی وابستگیِ مطلق؛ دقیقاً همان چیزی که استعمارگران قدیم آرزویش را داشتند.

کاربر یا کارگر؟ توهمِ رایگان بودن
بزرگترین فریبِ این نوع استعمار، «رایگان بودن» خدمات است. گوگل از ما پول نمیگیرد، پس ما مشتری او نیستیم. پس ما چیستیم؟
ما «کارگرانِ معدنِ داده» هستیم. هر باری که کدِ کپچا (CAPTCHA) را حل میکنید، دارید رایگان به هوش مصنوعی گوگل آموزش میدهید که چگونه خط عابر پیاده را تشخیص دهد. هر باری که عکسی را تگ میکنید، دارید بینایی ماشینِ آنها را تقویت میکنید.
ارزش افزودهای که از این دادهها ایجاد میشود، هزاران میلیارد دلار است که تماماً به جیب سهامداران آمریکایی میرود و سهم کشورهایی که این دادهها را تولید کردهاند (مثل ایران، هند، برزیل) تقریباً «صفر» است.

راهکار چیست؟ ملیسازیِ دادهها
تنها راه مقابله با استعمار دیجیتال، «ناسیونالیسمِ داده» (Data Nationalism) است. کشورها باید دادهها را به عنوان «منابع ملی» (مثل نفت) شناسایی کنند.
حکمرانی رسانه باید قوانینی وضع کند که:
- استخراج دادههای حساس توسط پلتفرمهای خارجی محدود یا مشمول مالیات شود.
- زیرساختهای ذخیرهسازی و پردازش داده (دیتاسنترها) در داخل کشور توسعه یابد.
- پلتفرمهای بومی تقویت شوند تا چرخه «تولید تا مصرفِ داده» در داخل مرزها تکمیل شود.
تا زمانی که ما فقط مصرفکننده پلتفرمهای دیگران باشیم، در نقشه جغرافیای سایبری جهان، یک «مستعمره» باقی خواهیم ماند.
